آیا کسی که قرار است نماینده شورای شهر شود الزاما باید مهندس عمران، معماری یا شهر سازی باشد؟

استاندارد

جواب مسلما خیر است:
چیزی که من متوجه نمیشوم تأکید عمده صحبت های مردم در شبکه های اجتماعی بر تخصص سطح فنی هست تا مدیریت.

مدیریت سه سطح دارد:

۱- سطح بالا یا عالی یا کانسپچوال

۲- سطح میانی

۳- سطح پایین یا تکنیکال

مروری به کابینه وزرای کشورهای توسعه یافته یا نماینده هایشان داشته باشید مثل ایران نیست. یعنی صرف مهندس عمران بودن یا دکترای عمران داشتن یا دکترای شهرسازی داشتن ابدا فرقی با پزشک بودن و ورزشکار بودن در این مقام ها ندارد.

چیزی که در سطوح بالاتر مدیریتی مثل نماینده بودن مهم است چیزی از جنس “بینش” است و نه دانش آن هم در مدیریت نه دیگر حوزه ها.

نماینده شورای شهر قرار نیست سر ساختمان برود. قرار است با شمّ مدیریتی تصمیم کلان بگیرد استراتژی بچیند که آیا ریختن این پول در این حوزه به صلاح است یا خیر یا برنامه و افق بلند مدت چیست. قرار است تصمیم از جنس مدیریت بگیرد. تعیین نوع مصالح ساختمانی یا طرح معماری فلان پارک به هیچ عنوان وظیفه او نیست!
قرار است از جنس مدیریت تصمیم بگیرد که چه ترکیبی می توانند پروژه ها را بهتر اجرا کنند. قرار است از جنس مدیریت تصمیم بگیرد چه کسانی به لحاظ شخصیتی صلاحیت مدیر سطح میانی بودن را دارند یا خیر. مدیران میانی ای را برگزیند که بهترین مدیران تکنیکال را برای پروژه ها برگزینند.

حتی این مسئله راجع به وزیر بهداشت بودن هم صادق است که الزاما نباید پزشک باشد. باید مدیر باشد و بینش تصمیمات مدیریتی داشته باشد.
یا وزیر ورزش یا مدیر یک باشگاه یا حتی سرمربی فوتبال هم فوتبالیست یا ورزشکار نیستند الزاما (در مورد اول که بهتر است نباشد). نمونه اش پرز در رئال مادرید در سطح مدیریت (که جز ۱۰۰ مدیر برتر جهان است)، مورینیو و مائوریتزیو ساری در سرمربی ها که هیچ وقت بازیکن فوتبال یا نبوده اند یا بازیکن خوبی نبودند و …

از درد های بزرگی که هنوز متوجه نشده ایم استفاده از این سه نگاه این لینک در سطوح کانسپچوال مدیریتی (رئیس جمهور، نماینده، وزیر، معاون وزیر و …) است.

نمونه کابینه انگلیس:
https://en.wikipedia.org/wiki/Cabinet_of_the_United_Kingdom

مثلا وزیر حمل و نقل در کمبریج تاریخ خوانده است. البته اگر انگلیس را کشور ضعیف و عقب مانده ای در زمینه مدیریت ندانیم.
وزیر سلامت فارغ التحصیل فلسفه، سیاست و اقتصاد خوانده در آکسفورد با حداقل دانش پزشکی!

البته هیچ کدامشان هم ورزشکار و مدال آور نبودند!

فرد قرار نیست تصمیم بگیرد که طبقه دوم صدر چگونه ساخته شود، باید تصمیم بگیرد که خرج طبقه دوم صدر کردن مهم تر است یا اضافه کردن خطوط مترو یا هیچ کدام! خرج بی خانمان های جنوب شهر کردن و اسکان آن ها از همه مهم تر است! تشخیص ارجح بودن مورد سوم بر دو مورد اول ابدا نگاه مهندسی نمی طلبد و اصلا نگاه مهندسی برایش سم است و بس، حتی این که با چه نسبتی تخصیص منابع باید داده شود هم بینش غیر مهندسی می طلبد، اینکه در چه بازه زمانی کدام مهم تر است بینش غیر مهندسی می طلبد (و قطعا غیر ورزشکاری)!

اگر ایران بود الان این افراد را به صلابه می کشیدند که بی تخصصی. اصلا مدیریت و نمایندگی در این سطح به حداقل دانش تکنیکال احتیاج دارد. و به شدت نیازمند بینش کانسپچوال است. تک تک وزرای بریتانیا را باز کنید و تحصیلاتشان را بخوانید. عمدتا تحصیلات در حوزه علوم انسانی دارند. فلسفه، تاریخ، علوم سیاسی، اقتصاد، رشته هایی که در ایران دسته دوم حساب می شوند و همه فکر می کنند مهندس ها، پزشک ها و وکیل ها خیلی بلدند و خوبند و مناسب وزارت و نمایندگی و … (که مسبب بسیاری از بدبختی های ما این است که این سه دسته به جای نقش های تکنیکال، نقش در تصمیم گیری های کلان ما داشته اند)

————-

در نتیجه اگر نیاز به تخصصی باشد برای یک نماینده شورای شهر:
۱- آن تخصص مهندسی نیست.
۲- آن تخصص اگر مهندسی باشد باید در سطوح بالاتر در حوزه های علوم انسانی اصلاح بینش شده باشد.
۳- فرد باید دانش و تجربه مدیریت داشته باشد.
۴- اگر مدرک گرایی نگاه کنیم (که خودش آفت دیگریست چرا که در همان کابینه بریتانیا دیپلمه هم داریم!) یک فارغ التحصیل رشته های علوم انسانی به مهندسی ها ارجحیت دارد.
۵- قطعا ورزشکاری که سالی ۲ کتاب هم نخوانده گزینه غلطیست کما اینکه در هیچ کشور توسعه یافته ای ورزشکار نماینده یا وزیر نمی بینید و اگر هم بوده مورد انتقادات شدید بوده است چرا که ضعف های بسیاری داشته است.
۶- کسی که فقط مهندس بوده و مهندسی کرده گزینه غلط مشابه دیگریست مانند ورزشکاران و روزنامه نگاران
۷- راستی روزنامه نگاری هم برای نماینده بودن کم خطر نیست!

2 دیدگاه در “آیا کسی که قرار است نماینده شورای شهر شود الزاما باید مهندس عمران، معماری یا شهر سازی باشد؟

  1. ممنون از نوشته خوبتون
    چند سال پیش در شهر ما یک بازیگر طنز و البته بیسواد نماینده شورای شهر شد فقط به این خاطر که مردم او را میشناختند یا مربی کشتی هم همینطور در تهران و سایر جاها هم به این صورت است که شهرت ولو بدون علم یا تفکر و بینش باعث کسب رای میشود. مقصر هم مردم هستند که حوصله تحقیق و بررسی ندارند و صرف شوخی و خنده به یک شخص رای میدهند!‌

  2. تو همین دوره ای که گذشت احتمالا به خاطر دارید که تو یکی از شهر های شمالی کشور یک رفتگر با تحصیلات لیسانس مدیریت هم به شورای شهر راه پیدا کرد. در این که جایگاه کسی با تحصیلات مدیریتی سوپور شهرداری شدن نیست هیچ شکی نداریم. اما سوال این هست که آیا واقعا این فرد تجربه و بینش مدیریتی هم داره داشته؟ آیا واقعا این توانمندی رو داشته یا داره که بتونه مسائل کلان شهری رو تحلیل کنه؟ من فکر میکنم متاسفانه عمده ما ایرانی ها به واسطه تحربه سالیان طولانی فشار و تحقیر از بدنه جامعه مدیریتی فاسد حاضریم به هر طریقی یکی از افرادی را که به هر ترتیب متعلق به طبقات پایینی جامعه هست رو به مناصب دولتی برسونیم.
    تقریبا برای مهم نیست که ایا اون فرد صلاحیت اشغال اون پست رو داره یا نه بلکه برای ما این مطرحه که کسی که میره تو مناصب دولتی واقعا نماینده ی قشری باشه که ما توش هستیم. یعنی از جنس خودمان باشه.
    نتیجه اعتماد نکردن به قشر فرحیخته با بینش و بصیرت مدیریتی یک بار می شه ۸۴ یبارم میشه شورای شهر و نماینده مجلس بی سواد یا هما بدون بینش ممدیریت کلان.
    من فکر میکنم تنها راه مبارزه با این تاریک ذهنی ها گردش آزاد اطلاعاته. چیزی که نهایتا منجر به افزایش سطح آگاهی های مردم در جامعه میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *