طالبان چه کسانی هستند؟ قسمت اول

از تندروها تا میانه روها یا کلمه بهتر، کمتر تندروهای طالبان، آیا یک تغییر نسل در کار است؟

طالبان روز به روز سرزمین های بیشتری را تصرف می کند و مناطق مختلف کشور افغانستان تحت حکومت زور و ترس قرار می گیرد. ولی برای خیلی از ناظران بین المللی و افغان های ساکن این کشور، هویت واقعی طالبان یک معماست.

افغانستان کشوری است که همیشه به دنبال آرامش و تعادل است. کشوری وابسته به دینش، محدود به فرهنگش و قطعه قطعه شده با گذشته اش. افغانستان فعلی میراث ابدی بی نظمی، مبارزات داخلی و تصرف توسط نیروهای خارجی است. آمریکایی ها کشور را ترک کرده اند، دولت سقوط کرده و طالبان روز به روز قدرتمندتر می شود. افغان ها هم باید دوباره با این شرایط جدید سازگار شوند. در این مقالات سه قسمتی به بررسی این تغییرات می پردازیم و سعی می کنیم این واقعیت سیاسی جدید را رمزگشایی کنیم.

  • بخش اول نگاهی است به ساختار رهبری فعلی طالبان و نحوه اتصال ذاتی سازمان به مفهوم دولت حکومت خدایی.
  • بخش دوم در مورد تاثیر حکومت طالبان بر مردم افغان و ارتباط پیشرفت یا پسرفت حقوق بشر به حساسیت های فرهنگی متفاوت در کشور است.
  • بخش سوم معرفی چالش های حکومت طالبان و بررسی این نکته است که تاریخ مناقشات افغانستان چطور احتمال ادامه نوسان در رهبری کشور را نشان می دهد.

مقدمه

تحت نظر خانواده شوالی و در زیارتگاه خرقه شریفه در قندهار، خرقه مقدس حضرت محمد (ص) قرار دارد که گفته می شود توسط پیامبر اسلام پوشیده می‌شد. این خرقه توسط احمد شاه درانی به افغانستان آورده شده است. او در سال 1747 افغانستان را تاسیس کرد. از شاه قدیمی افغانستان یعنی ظاهرشاه گرفته تا اشرف غنی، آخرین رئیس جمهور این کشور، همه رهبران افغان سعی کردند به کمک خرقه محمد (ص) مشروعیت پیدا کنند ولی تنها یک نفر یعنی ملا عمر جسارت کافی را داشت تا آن را بر تن کند.

طبق یک افسانه، در سال 1996 وقتی عمر خرقه را از زیارتگاه خارج کرد و آن را در برابر یک جمعیت بزرگ بر تن کرد، چندین نفر از هوش رفتند و بقیه هم فریاد امیرالمومنین و فرمانده باایمان سر دادند. بدین ترتیب عمر به رهبر بلامنازع جنگ مقدس تبدیل شد و به سرعت حمایت عموم مردم را به دست آورد و بخش بزرگی از کشور را به تصرف خود درآورد. او حالا امیر گروه شورشی و افراطی به نام طالبان بود.

توافق طالبان با آمریکا

در فوریه سال 2020 طالبان و دولت آمریکا در دوحه به توافق رسیدند و آمریکا قبول کرد نیروهایش را از کشور خارج کند و طالبان هم دیگر به ارتش آمریکا حمله نکنند. نکته جالب اینجاست که در این توافق هیچ اشاره ای به قالب کاری طالبان در افغانستان و نحوه عملکرد آن ها در سیستم سیاسی فعلی افغانستان نشد. در ضمن هیچ راهبرد و مقرراتی برای نحوه حکومت طالبان در کشور از نظر حقوق بشر و ارزش های دموکراتیک مشخص نشد.

از وقتی آمریکا عقب نشینی را شروع کرد،‌ طالبان گام های بزرگی برداشت و 221 ناحیه از 320 ناحیه افغانستان را تصرف کرد و به جنگ برای تصرف 113 ناحیه باقیمانده ادامه می دهد. این گزارش لانگ وار ژورنال، یک وب سایت فعال در زمینه پیگیری جنگ های مختلف است. از سال 2001 که طالبان از قدرت کنار رفت آن ها هیچ وقت تا این اندازه قوی نبوده اند. طبق تخمین اخیر ناتو، طالبان در حال حاضر بیش از 85 هزار مبارز تمام وقت و حرفه ای در اختیار دارد.

وندا فلاب براون، یکی از کارمندان ارشد نهاد بروکینگز در مصاحبه با Indianexpress.com وضعیت فعلی کشور را این طور توضیح داد:

خیلی برای من قابل توجه است که نیروهای امنیتی افغان انقدر سریع دچار زوال شدند و طالبان به راحت و به سرعت پیش روی می کند و این روند تصرف کشور واقعا عجیب است.

تاریخ طالبان

قصه طالبان از اوایل دهه 1990 در شمال پاکستان و بعد از خروج ارتش شوروی از افغانستان شروع شد. یک جنبش جدید با نیروهایی که اکثرا پشتون بودند و اولین بار در سمینارهای مذهبی که توسط عربستان سعودی برگزار میشد دیده شد. طالبان یک نسخه تندرو از اسلام سنی است و نیم دهه جنگید جنگید تا کنترل افغانستان را به دست بگیرد. آن ها وعده داده بودند پایداری و ثبات را به کشور برمی گردانند و در حکومت بر کشور از قانون اسلام پیروی می کنند.

در سال 1998 طالبلن تقریبا کنترل 90 درصد کشور افغانستان را به دست گرفته بود. افغان ها از مبارزات داخلی بین مجاهدین بعد از خروج نیروهای شوروی خسته بودند و در ابتدا از طالبان استقبال کردند چون آن ها را نیرویی علیه فساد، بی قانونی و مناقشه می دیدند.

ولی با گذشت زمان، تعهد بااراده این گروه به قانون شریعت، سیاست های اجتماعی خشن و اجرای بی رحمانه عدالت محبوبیت ابتدایی طالبان را تضعیف کرد. در حکومت طالبان، زنان نمی توانستند خانه را بدون همراهی یک مرد محرم ترک کنند و مردان حق نداشتند ریش شان را از حدی مشخص کوتاه تر کنند. موسیقی، رقص و تلویزیون به طور کامل در جامعه ممنوع بود. کسانی که قوانین طالبان را زیر پا می گذاشتند در برابر چشمان همه مردم به شدت مجازات می شدند.

کسانی که از نگاه آن ها مرتکب زنا شده بودند در برابر افراد خانواده خود به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. دستان دزدان قطع میشد و در یک واقعه مخوف در سال 1996، 225 زن که به قوانین طالبان در زمینه حجاب عمل نکرده بودند در برابر دیدگان مردم مورد آزار قرار گرفتند و به شدت شلاق خوردند.

پس از 11 سپتامبر

بعد از حملات 11 سپتامبر، ائتلاف نیروهای ناتو به رهبری آمریکا به افغانستان حمله کرد و به سرعت طالبان را از قدرت ساقط کرد. آمریکا یک دولت موقت افغان تشکیل داد و در نهایت حامد کرزای قدرت را به دست گرفت. از آن زمان حداقل روی کاغذ افغانستان به یک کشور دموکراتیک تبدیل شد. طالبان هم به ریشه هایش برگشت و به یک گروه شورشی تبدیل شد. آن ها در مناطق روستایی به جنگ با دولت افغانستان می پرداختند تا کنترل کشور را از نیروهای آمریکایی و نیروهای امنیتی افغان پس بگیرند.

در حال حاضر هم طالبان یک گروه شورشی است. حالا که آن ها دوباره کنترل مناطق مختلف کشور را به دست می گیرند، همه چیز عوض خواهد شد. در جریان این تغییرات شاید برای خیلی ها سوال باشد که هویت واقعی این گروه چیست؛ چه کسی در حال حاضر رهبر طالبان است؛ آن ها با طالبان در گذشته چه تفاوت هایی دارند؛ چه سیاست هایی دارند؛ چقدر احتمال دارد آن ها در طولانی مدت قدرت را حفظ کنند؟

کارتر مالکاسیان، مشاور سابق ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در یک مصاحبه تلفنی با  Indianexpress.com برای توصیف موقعیت موجود به نقل قول جمله ای از دونالد رامسفلد، سیاستمدار فقید آمریکایی پرداخت. برای افغان ها و ناظران خارجی، طالبان یک «آشنای ناشناس» است و هیچ کس نمی داند هویت و تفکراتشان دقیقا چیست.

شرایط سرنگونی

برای درک طالبان، باید به بررسی شرایطی پرداخت که در آن سرنگون شدند. برخلاف باور خیلی ها، طالبان قبل از وقایع 11 سپتامبر با قدرت تمام هم راستا با گروه القاعده نبود. بعد از آن حملات به آمریکا، جرج بوش رئیس جمهور آمریکا یک اولتیماتوم به گروه داد و از آن ها خواست القاعده و اسامه بن لادن را در اختیار آمریکا قرار دهند یا آماده مواجهه با پیامدهایش باشند. ملا عمر، موسس خرقه پوش گروه طالبان که در آن زمان رهبر گروه به حساب می آمد، این اولتیماتوم را به شدت رد کرد. رحیم الله یوسف زای یکی از معدود خبرنگارانی است که توانسته با او مصاحبه کند. او در این باره از ملا عمر سوال کرد و عمر گوشه گیر و یک چشم هم در جواب، به سنت مهمان نوازی پشتون اشاره کرد:

نمی خواهم نامم در تاریخ به عنوان کسی ثبت شود که به مهمانش خیانت کرد. من حاضرم زندگی ام و رژیمم را بدهم. ما به او (بن لادن) پناه داده ایم و حالا نمی توانم او را بیرون کنم.

پایبندی به دین و سنت

این پایبندی وفادارانه به دین، سنت و فرهنگ که یک تفسیر اشتباه به شمار می آید، دقیقا چیزی است که طالبان را تعریف می کند. در طول دوران حکمرانی کوتاه آن ها و دوران طولانی فعالیت شان به عنوان یک گروه شورشی، این تنها چیزی است که همیشه ثابت بوده است. در داخل، این گروه تحت اختیار عالمان مذهبی تندرو است و علی رغم تغییرات در افکار عمومی و یک نظام جهانی متغیر، طالبان از دکترین هسته‌ای اش منحرف نمی شود. طالبان به شدت به دین وابسته است و طبق صحبت های علی یاور عادلی، پژوهشگر شبکه تحلیلگران افغانستان در خارج از کابل، مردم در حکومت طالبان درگیر ترس و ترور هستند و شرایط به اندازه ای برای آن ها سخت و دشوار است که نمی توانند در مقابل سلطه این گروه مقاومت کنند.

ساختار داخلی طالبان

همان طور که گفته شد ملا عمر موسس طالبان بود و تا کنون باسابقه ترین رهبر این گروه بوده است. بعد از اینکه نیروهای ائتلاف وارد افغانستان شدند، عمر پنهان شد. طبق روایت هایی او 12 سال در نزدیکی یک پایگاه نظامی آمریکا در استان جنوبی زابل بود. گفته می شود عمر در سال 2013 جان خود را از دست داد ولی مرگ او تا سال 2015 گزارش نشد.

مالکسیان می گوید:

تعداد بسیار اندکی در داخل گروه طالبان این خبر را شنیده بودند و هیچ کسی را خارج از طالبان نمی شناسم که از این موضوع خبر داشته باشد.

این محرمانه ماندن خبر مرگ عمر از نظر مالکاسیان به طور کامل نشان می دهد که طالبان تا چه حد حکومت داخلی خود را خصوصی و محرمانه نگه می دارد.

سران طالب

بعد از عمر، ملا اختر منصور رهبر گروه شد ولی دوران کوتاه حکومت او وقتی مختل شد که یک بحران رهبری داخلی در گروه شکل گرفت چون محمد یعقوب، پسر عمر، انتخاب ملا اختر به عنوان رهبر جدید را قبول نکرد. در سال 2016 منصور تنها یک سال بعد از انتخاب به عنوان رهبر جدید، در یک حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی کشته شد و هیبت الله آخوندزاده، رئیس دادگاه های اسلامی طالبان جای او را گرفت.

مثل عمر و منصور، در مورد آخوندزاده هم اطلاعات زیادی در دست نیست. طبق صحبت های مالکاسیان، آخوندزاده هرگز بر صفحه تلویزیون ظاهر نشده و عکس های خیلی کمی از چهره او وجود دارد. اما معاونین او برجسته تر هستند. معاون اول او، سراج الدین حقانی، رئیس قدرتمند شبکه حقانی است. یک سازمان تروریستی گماشته شده توسط آمریکا که پیوندهای قوی با پاکستان، عربستان سعودی و القاعده دارد. معاون دوم هم محمد یعقوب است که طرفداران زیادی در طالبان دارد و آن هم به خاطر رابطه فامیلی با عمر است. محمد یعقوب اخیرا جای ابراهیم صدر، فرمانده برجسته طالبان را گرفته و رئیس امور نظامی طالبان شده است.

فرقه متوسط تر

کارشناسان زیادی شامل آنتونیو گوستازی، یک کارشناس طالبان در نهاد خدمات رویال یونایتد در لندن، باور دارند یعقوب بخشی از یک فرقه متوسط تر طالبان در کنار ملا عبدل برادر است. برادر نماینده گروه طالبان در جریان مذاکرات دوحه با مقامات آمریکایی بود. برخلاف آخوندزاده که گفته می شود بیشتر فتواهای طالبان را صادر کرده، یعقوب و برادر طبق گزارشات کمتر تندرو و سرسخت هستند و تمایل دارند مناقشات با مذاکره به پایان برسد.

به نظر می رسد سیاستمداران برجسته افغانستان تمایل دارند از طرف طالبان مذاکره کنند. در کنار سخنگوی خارجی گروه که سهیل شهین است، حامد کرزای، رئیس جمهور سابق افغانستان هم به طور بین المللی از طرف گروه صحبت کرده است. شهین در ابتدای ماه جولای گفت او چین را یک دوست کشور افغانستان می داند و بعد از ملاقات با کرزای در ماه جولای، زمیر کابولوف نماینده روسیه در افغانستان گفت او باور دارد طالبان آماده یک توافق هستند.

مسئولان کشور هند هم با طالبان در ارتباط بوده اند هرچند مشخص نیست دقیقا با چه کسی صحبت کرده اند. این به رسمیت شناخته شدن ضمنی و بین المللی طالبان توسط سایر کشورها به آن ها اعتبار و مشروعیت ارزشمندی در سطح جهانی می دهد. هرچند باید به این نکته هم اشاره کرد که علی رغم این ذوب نسبی روابط دیپلماتیک، برجسته ترین اعضای طالبان هنوز هم به شدت جنجالی هستند و جامعه بین الملل همچنان آن ها را وابسته به تروریسم، افراطی گری و بنیادگرایی می داند.

طالبان جدید

به خاطر انتخاب یعقوب و برادر در خیلی از رسانه ها در مورد ظهور یک طالبان جدید صحبت می شود. گروهی میانه رو تر و ساختارمندتر در مقایسه با طالبانی که از سال 1996 تا سال 2001 بر افغانستان حکومت کرد. در اشاره به همین نکته، یک گزارش اخیرا توسط گروه بحران بین الملل منتشر شده است:

طالبان در طول یک دهه گذشته با مسائل مختلف دست و پنجه نرم کرده و به این امر ضروری واقف شده که حکومت و فراهم کردن خدمات برای غیرنظامیانی که تحت تاثیر آن ها هستند چقدر اهمیت دارد. آن ها به تدریج برخی از خشن ترین موضع گیری هایشان در مورد آموزش، فناوری مدرن و استفاده از رسانه ها را تغییر داده اند. هرچند آن ها هنوز هم محدودکننده تر از بیشتر سیاست های دولت افغانستان هستند و غالبا با استانداردهای حقوق بشری بین المللی فاصله دارند.

تعدیل نسبی؟

طبق گزارش نهاد صلح آمریکا، این تعدیل نسبی شامل زمینه هایی چون آموزش، بهداشت و عدالت کیفری است. این سازمان در گزارش سال 2019 خود به این نکته اشاره کرده که طالبان در تلاش برای جلوگیری از اشتباهات سیاست خارجی در دهه 1990 که باعث شد تنها کشورهای پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی این گروه را به رسمیت بشناسند، تحت رهبری منصور تلاش می کند تصویر خارجی از خودش را اصلاح کند.

بعد از سال 2014 طالبان ملاقات های زیادی با مسئولان سازمان ملل در کشورهای حوزه خلیج فارس داشته و در مورد اقداماتی با آن ها مذاکره کرده که می تواند آسیب به غیرنظامیان را کاهش داده، تلاش های بشردوستانه را گسترش دهد. در ادامه این گزارش این نکته هم افزوده شده که مبارزان این گروه روابط قابل اجرایی با فعالان دولتی و NGO ها در زمینه آموزش و بهداشت ایجاد کرده اند و در مورد مسائلی چون حقوق زنان، موضع گیری های لیبرال تری اتخاذ کرده اند.

پذیرش تغییر؟

برخی از رهبران طالبان هم در مصاحبه ها و گزارش های خبری این تغییر را پذیرفته اند و گفته اند در گذشته این سازمان به عنوان یک گروه شورشی شناخته میشد، نه سازمانی که می تواند بر یک کشور حکومت کند. در نتیجه آن ها مدعی هستند طالبان هرگز یک دکترین مرکزی نداشت و در نتیجه در مورد سیاست هایش غیرمنعطف بود. گزارش ها از افغانستان نشان می دهد که در حال حاضر برخی استان ها توسط طالبان اداره می شوند و در آن ها زنان اجازه درند به مدرسه بروند و بدون همراهی یک مرد محرم، خانه را ترک کنند. البته این نوع آزادی ها بیشتر مربوط به مناطقی است که از نظر فرهنگی لیبرال تر هستند و بیشتر محصول فرعی طالبان به حساب می آیند که به فرماندهان این گروه اجازه می دهد سیاست بومی را دیکته کنند.

طالبان میانه رو تر یا کمتر تندرو؟

عبدالباسط، یک پژوهشگر در دانشگاه فناوری نانیانگ در سنگاپور، یک مصاحبه تلفنی با  Indianexpress.com داشت و به این ایده پرداخت که طالبان میانه رو تر شده ولی او تا حد زیادی به این نکته بدبین است که این تغییر تا چه حد در واقعیت اجرایی می شود. او به این نکته هم اشاره کرد که طالبان جدید در حملات انتحاری شرکت داشته و در کنار القاعده جنگیده است و تمام امتیازات آن ها از نظر میانه رو شدن، تنها در زمینه مصرف عمومی است.

از او در مورد تلاش گروه برای گنجاندن تعداد بیشتری از ازبک ها، تاجیک ها و هزاره ها در رتبه های طالبان سوال شد و باسط گفت ارزیابی اش تغییر نکرده است. او می گوید علی رغم این نمایش عمومی از تغییر، اعضای طالبان هنوز هم به شدت به دکترین مذهبی سختگیرانه پایبند هستند. باسط تغییر اتفاق افتاده را تایید می کند ولی می گوید احتمالا برادر که یک فرد میانه رو است تنها چهره طالبان برای آرام کردن غرب است. در نهایت او افزود:

من از کلمه میانه رو برای توصیف هیچ المانی از طالبان استفاده نمی کنم. در این سازمان اعضای تندرو و کمتر تندرو وجود دارد.

نتیجه قسمت اول

تغییرات فرهنگی، بررسی موشکافانه خارجی بیشتر و نیاز به ادغام افغانستان در اقتصاد جهانی احتمالا برخی از سیاست های آینده نگرانه طالبان را دیکته می کند. اینکه آن ها به سیاست های اسلامی سرسختانه خود در دهه 1990 برمی گردند یا یک گونه سطحی حکومت روحانیون کثرت گرا را مثل ایران اجرا می کنند فعلا مشخص نیست و باید صبر کرد و دید. تنها چیزی که مشخص است این است که طالبان باید حکومتی منطبق با دکترین اسلامی داشته باشد و همین طور هم خواهد شد. این بخش هسته ای هویت آن هاست و مهم تر از آن، این تنها توجیه برای موجودیت آن هاست.

قسمت دوم و سوم هم قرار خواهد گرفت.

مقاله از indianexpress

قسمت دوم:

نوشته قبلی
نوشته بعدی

دیدگاهتان را بنویسید