اینکه اکثر اوقات بدون در نظر گرفتن چندتا استثنا، بهترین خط دفاع لیگها، نهایتا قهرمان میشن، برام سوال شد که چرا
دیدم تو شرایطی که ابهام رو به افزایشه و توی همه حوزهها، تنوع رقبا و تاکتیک بالاست، اون چیزی که در بلند مدت رستگار میکنه استراتژی نباختنه، نه بردن
استراتژی نباختن اصلا از ترس نیست، اتفاقا به معنی داشتن برنامه برای تعداد آزمون و خطاها و انجام آزمایش های زیاده.
کسی که استراتژیش نباختنه، خیلی شجاعانه تر وارد تنوع بیشتری از حوزه ها میشه و بیشتر زندگی میکنه.
تیمهای دارای بهترین خط دفاعی تو فوتبال هم الزاما بهترین ستارههای دفاعی رو ندارن یا الزاما دفاع نمیکنن، بلکه ساختار تیم جوریه که کمتر گل بخورن، این که چطوری؟ خودش میشه انواع تاکتیک نباختن.
استراتژی نباختن، همون چیزیه که بیشتر شبیه میل به بقا در طبیعته.
توی حوزههای عاطفی هم به معنی عاشق نشدن و ریسک نکردن نیست، به معنی اینه که حداقل از عشق هم خارج شدی، دست خالی نیای بیرون، یه توشه ای از پختگی با خودت بیاری.
توی حوزه های مالی هم به معنی ریسک نکردن نیست، به این معنیه که ریسک رو حساب کنی و اگر به نقطه شکست رسیدی، تا حد باختن غرق نشی و خارج بشی.
استراتژی نباختن، در نهایت بردهای بیشتری نصیب ما میکنه، چون ما سوگیری به پیش بینی آینده و تغییر آینده و محیط داریم و اعتماد به نفسمون کلا راجع به توانمندیمون کاذب بالاست.
استراتژی نباختن یک ساختار دفاعیه نه یک خط دفاعی ساده.
نباختنهای متوالی ما رو در معرض گاهی بردن قرار میده. یادتون باشه توی طبیعت میلیون ها اسپرم شکست میخورند تا یکی ببره، میلیون ها میوه و دونه از بین میرن تا یکی درخت بشه.
تمام اجزای دنیا برای باختن ما و برد خودشون طراحی شدن، توی انبوه حملات بیرونی، مهم اینه که نبازیم فقط.
این با سوگیری loss aversion فرق داره. نباید اشتباه گرفتشون.
نقاشی:
Unbeatable by Tjokorda Bagus Wiratmaja